| دسته بندی | برق |
| فرمت فایل | |
| حجم فایل | 1863 کیلو بایت |
| تعداد صفحات فایل | 97 |
1- توانایی تست رطوبت زمین و نوع خاک در سیستم ارتینگ :
v انواع زمین از نظر مواد تشکیل دهنده
v ویژگی انواع زمین ومقاومت مخصوص آنها
v انواع روشهای اندازه گیری مقاومت زمین
v انواع دستگاه های اندازه گیری
v مقایسه روش های اندازه گیری مقاومت
v سنجش ویزگی های خاک ، محل و نوع آن
v سنجش و تست رطوبت خاک
v اندازه گیری مقاومت اولیه زمین در محل
2- توانایی مخلوط کردن مواد مورد استفاده در چاه :
v انواع مواد خاک
v اثرات فیزیکی وشیمیایی مواد با یکدیگر
v مسأله آماده نبودن زیر ساخت های مناسب در چاه
v اندازه گیری وزنی و حجمی مواد
v تهیه مخلوط مناسب مواد با تناسب خاص
| دسته بندی | روانشناسی و علوم تربیتی |
| فرمت فایل | doc |
| حجم فایل | 123 کیلو بایت |
| تعداد صفحات فایل | 39 |
در ادبیات جامعه شناختی، اولین رهیافت بر احساسات و ارزشهای فردی تاکید دارد و اعتماد به عنوان متغیر فردی و شخصیتی تلقی می شود. دیرتج 1958، کسالی 1973، ولف 1976 در این برداشت روان شناختی -اجتماعی اعتماد در ارتباط بسیار نزدیک با مفاهیمی همانند وفاداری ، دگرخواهی، صداقت و دوستی قرار می گیرد. این رهیافت یک تئوری شخصیتی در مورد اعتماد را عنوان می نماید و به زمینة اجتماعی توجهی ندارد. در دومین رهیافت اعتماد بیشتر به عنوان یک ویژگی اجتماعی تلقی می شود اعتماد در این مفهوم به عنوان یک منبع اجتماعی تلقی می شود که دستیابی به اهداف سازمانی استفاده می شود. در سومین رهیافت اعتماد به عنوان یک خبر جمعی با ارزش تلقی می شود که به وسیله تماملات اعضا در جامعه پی گیری می شود. که بر اساس آن اعتماد به عنوان یک کالبد اجتماعی و در پیوند با فعالیت های شهروندی مشخص می شود (میستال ،1996: 13). در این رهیافت اعتماد به عنوان یک مفهوم جامعه شناختی و با هدف تحلیل آن در سطوح سیستمی و روابط بین شخصی مفهوم سازی می گردد و بنابراین اعتماد به عنوان یک مکانیسم اجتماعی تلقی می گردد مطالعه اعتماد به عنوان یک مکانیسم اجتماعی تعاملات مردم را به وسیله انگیزه ها و باورهای آنان مورد بررسی قرار می دهد (همان : 15 ). اعتماد در رهیافت پارسونز (پارسونز 1969: 142) یک زمینه نگرشی دارد، انگیزه صداقت داشتن برای پذیرش شبکه روابط . در این رهیافت اعتماد معادل با سازگاری تلقی می شود. یک نظام منسجم در حقیقت نظامی است که کنشگران در ایفای نقش هایشان قابل اعتماد هستند و این امر به ثبات و نظم نظام کمک می نماید . قابل اعتماد بودن آنان به این جهت است که آنان در یک اجتماع منسجمی قرار دارند که علاوه بر دیسیپلینی که بر آن حاکم است به آنان کمک می کند مطابق انتظارات عمل نمایند و از عهده موقعیت هایی که صراحت کمتری دارند، برآیند (پارسونز 1951: 193). دو مدل از انسجام در آثار پارسونز مشاهده می شود: مدل اول که شباهت بسیار زیادی با مفهوم انسجام ارگانیگی دورکیمی دارد. مبتنی بر وفاق بر ارزشها و هنجارهای مشترک است که در نوع ایده آل انجمن های داوطلبانه متبلور می گردد (همان: 503). انسجام در گروههای داوطلبانه نتیجه بحث و مشورت در میان افرادی است که آزادنه مشارکت و پیوستن به این گروهها را انتخاب نموده اند (کوهن ،آرتور ، 1992: 131). وجود انسجام در بین اجتماعات متخصصان همچنین سبب جلب اعتماد افراد غیر متخصص به آن تخصص خواهد شد. در این برداشت ، اعتماد معادل سازگاری تلقی می شود . در مدل دوم انسجام ، مولفه های مورد نظر پارسونز تلاش برای یافتن معادل های کارکردی است که ریشه در احساسات تعلق مشترک دارد. در تئوری پارسونزی اعتماد، فقط یک نقش مهم در توسعه و رشد نظام ندارد بلکه شرایطی برای تبلور فردگرایی نهاده شده را نیز فراهم می آورد. وجود اعتماد به معنای این تلقی می شود که به افراد خلاق آزادی بیشتر و خود تنظیمی اختیار عمل داده شود (میستال 1996: 71) فصل مشترک تئوری های رشد شناختی در روان شناسی با جامعه شناسانی همانند دورکیم ، زیمل و پارسونز تاکید بر نقش عواطف احساس مسئولیت تعمیم یافته در سوگیری های عام گرایانه در تعاملات اجتماعی است. اخلاق تعاونی در عرف پیاژه در واقع درونی کردن عام گرایی در گروه های همسال است (پارسونز 1995: 155). پیاژه با تفکیک مراحل رشد اخلاقی بر این باور است که اولین مناسبات کودک با محیط پیرامون نوعی احساس تکلیف را در فرد به وجود آورده و اخلاق اطاعت شکل می گیرد ارزش های مربوط به هنجارها و قراردادهایی هستند که در محله بعد با رشد توانایی های جدید و ساخته شدن منطق در خصوص عواطف نیز یک اخلاق خود پیرو که مخالف اخلاق دگر پیرو است شکل می گیرد و احترام متقابل و پدیده رئالیسم اخلاقی بوجود می آید. یعنی برای قواعد مستقل از اوضاع و احوال ارزش قائل شد (پیاژه و دیگران ، 1245: 58) از نظر پیاژه احترام متقابل بین افراد متساوی بنا می شود. و اگر فرد بتواند در این مرحله اخلاقی خود پیرو را درونی نماید بر اساس احساس تعهد درونی و به دور از هرگونه اجبار میل به انصاف خواهد داشت . "کهلبرگ" نیز به تبعیت از افکار پیاژه ، کانت و رالز شش مرحله در رشد اخلاقی را توصیف می نماید: مرحله اول رعایت قوانین اجتماعی به منظور اجتناب از تنبیه است در مراحل بعدی قوانین به منظور بر آوردن انتظارات دیگران مراعات می شود و در مرحله نهایی رشد اخلاقی، افراد به طور ریشه ای قوانین را می پذیرند و این پذیرش مبتنی بر عناصر اخلاقی، عاملی است که این قوانین بر اساس آن بنا شده است .
| دسته بندی | روانشناسی و علوم تربیتی |
| فرمت فایل | doc |
| حجم فایل | 69 کیلو بایت |
| تعداد صفحات فایل | 45 |
بصورت فایل ورد
همراه با منابع
عوامل تهدید کننده زندگی مشترک
گنجی (1380) معتقد است، معمولاً پنج عامل، زندگی مشترک را تهدید می کند:
1ـ ناآگاهی همسران نسبت به زندگی مشترک خانوادگی، 2- رشد نیافتگی همسران، 3ـ کارامد نبودن روابط بین آنها، 4ـ ارزش های متضاد همسران، 5- ناهماهنگی رفتاری آنان (به نقل از دیدگاه، 1390).
برخی از همسران نیازهای ارضا نشده قبلی و محرومیت و ناکامی و رویاها و انتظارات خود را به درون خانواده می آورند. در این صورت به جای زندگی مشترک خانوادگی و تفاهم همدلانه هر یک از همسران به تأمین نیازها و انتظارات خویش توجه دارد و محور زندگی خانوادگی را فردیت ها تشکیل میدهد و زندگی مشترک به فراموشی سپرده میشود، ممکن است یکی از همسران سپر بلا واقع شود و همه مشکلات به او نسبت داده شود و به جای شناخت مشکل و حل آن یک عضو متهم شود و زندگی مشترک زناشویی مورد غفلت قرار گیرد ( احمدی، 1384).
ناپختگی و رشد نیافتگی همسران یکی از مشکلات خانوادگی است. گاهی همسران از نظر جسمی یا جنسی به بلوغ کافی نرسیده اند و یا از لحاظ عاطفی و اجتماعی آمادگی برای تشکیل خانواده ندارند. همسرانی که از نظر عاطفی و اجتماعی رشد کافی ندارند، ممکن است با بهانه های کودکانه و یا برخورد غلط اجتماعی باعث تعارض در خانواده شوند (احمدی،1384).
زندگی مشترک و رابطه زناشویی می تواند برای زوج ها منبع رضایت یا تعارض باشد آن چنان که اولسون در این باره می گوید: «ازدواج می تواند پربارترین و بادوام ترین رابطه انسانی باشد، از طرف دیگر ازدواج همچنین می تواند مایوس کننده ترین، ناکام کننده ترین و تعارض زاترین رابطه انسانی باشد. ارتباط قدرت این را دارد که دو زوج را به هم پیوند دهد و همچنین توانایی این را دارد که بر آنها فشار وارد کرده تا از هم جدا شوند، توانایی ایجاد ارتباط و رضامندی از ارتباط به شدت بر سلامتی و رضامندی ارتباط زناشویی تاثیر می گذارد» (اولسون، 1999).
| دسته بندی | روانشناسی و علوم تربیتی |
| فرمت فایل | doc |
| حجم فایل | 138 کیلو بایت |
| تعداد صفحات فایل | 64 |
بصورت فایل ورد
همراه با منابع
مفهوم شناسی ارزشیابی آموزشی
انسان پیوسته درصدد ارزیابی کارها و تجربه های گذشته خود است تا عملکردش را رضایت بخش کند و یا با بهبود بخشیدن به عملکرد آینده، رضایت بیشتری به دست آورد. در واقع ارزشیابی قسمتی از فراگرد بقای انسان است.
مقصود از ارزشیابی استفاده از تجربه به منظور بهبود بخشیدن به اقدامات آینده است. ارزشیابی به مثابه یک تخصص است. با این امر سرو کار دارد که ارزش، کیفیت و اهمیت، میزان، درجه و شرایط پدیدهها را مورد آزمایش و قضاوت قرار دهد. به مثابه یک زمینه تخصصی، ارزشیابی را می توان فرایندی دانست که با گردآوری و استفاده از اطلاعات برای اتخاذ تصمیمات در مورد برنامه های آموزشی سرو کار دارد. ارزشیابی فعالیتی است که ماهیت آن آموزشی، اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی است. ارزیابی و بازنگری محور نوسازی و استقرار یک نظام ارتباطی است (کارشناسان دفتر همکاریهای بین المللی وزارت آموزش و پرورش، 1379 ص 193).
با تلاش های رالف تایلر حوزه ارزشیابی آموزشی شکل گرفت و به تدریج به صورت یک حوزه مستقل در کنار سایر حوزه های علوم تربیتی جای گرفت. با توجه به جوان بودن این حوزه تعاریف متعدد و مختلفی برای ارزشیابی ارائه شده است(کیامنش، 1377) اصطلاح ارزشیابی یا ارزیابی به طور ساده به تعیین ارزش برای هر چیزی یا داوری ارزشی می شود. گی[1](1991)، ارزشیابی را یک فرایند نظامدار برای جمع آوری، تحلیل و تفسیر اطلاعات به منظور تعیین این که آیا هدف های مورد نظر تحقق یافته اند یا در حال تحقق یافتن هستند و به چه میزانی، تعریف کرده است. در آموزش و پرورش، ارزشیابی به یک فعالیت رسمی گفته می شود که برای تعیین کیفیت، اثربخشی یا ارزش یک برنامه، فرآورده، پروژه، فرایند یا هدف به اجرا در می آید.
استافل بیم و شیفک فیلد[2](1985)، ارزشیابی را این گونه تعریف کرده اند: « ارزشیابی عبارت است از فرایند تعیین کردن، به دست آوردن و فراهم ساختن اطلاعات توصیفی و قضاوتی در مورد ارزش و مطلوبیت هدف ها، طرح ها، اجرا ونتایج به منظور هدایت تصمیم گیری، خدمت به نیاز های پاسخ گویی و درک بیشتر از پدیده های مورد بررسی». بولمتس و باتوین [3] ارزشیابی را به عنوان فرایند سیستماتیک جمع آوری و تحلیل داده به منظور تعیین این که آیا و تا چه اندازه اهداف تحقق یافته اند تعریف کرده اند. هم چنین هلی و کلابرس[4] ارزشیابی را مقایسه ارزش و کیفیت مشاهده با استانداردها و استانداردها و ملاک ها می دانند.
هم چنین ارزیابی را چنین نیز تعریف کرده اند: ارزیابی عبارت از فراگرد توافق درباره استاندارد های برنامه یا تعیین این که آیا تفاوتی میان بعضی از جنبه های برنامه و استانداردهای مورد نظر برای آن ها وجود دارد و یا درباره استفاده از اطلاعات مربوط به تفاوت های یاد شده برای مشخص کردن نارسایی های برنامه است (کارشناسان دفتر همکاری های بین المللی وزارت آموزش و پرورش 1379 ص 6).
ارزشیابی ممکن است در اشکال مختلف نظیر: ارزیابی نیازمندی ها، مطالعه زیر بنایی، ارزشیابی فراگیران، ارزشیابی کارکنان، آزمون پیشرفت و نگرش سنجی، ارزشیابی برنامه درسی، تحلیل ظرفیت تشکیلاتی، ارزشیابی تولید، ارزیابی اثربخشی، تحلیل هزینه – سودمندی، خود ارزشیابی و دیگر انواع آن صورت گیرد. ارزشیابی درصدد حصول عملکردهایی در فراسوی وظایف اطلاعاتی است و غالباً در خدمت عملکردهای نهادی، اجتماعی، تاریخی و سیاسی می باشد.
از آن جا که ارزیابی نقش یک آیینه را برای نظام آموزشی ایفا می کند، تصمیم گیرندگان و دست اندرکاران زیربط می توانند تصویری از چگونگی وضع فعالیت ها به دست آورند و با استفاده از آن تصمیمات لازم را در جهت بهبود و پیشرفت فعالیت ها برای نیل به بازدهی مورد نظر اتخاذ نمایند.
معمولاً ارزیابی به تجزیه و تحلیل عملکرد، بازده و هزینه یک طرح پس از اجرای آن میپردازد. اگر درحین اجرای طرح انجام پذیرد هدف آن بهبود مدیریت، برنامه درسی و یا اتخاذ تصمیم برای ادامه، گسترش یا تجدید نظر در طرح خواهد بود. اگر ارزیابی در پایان طرح انجام شود، هدف آن تعیین علل موفقیت یاعدم موفقیت طرح خواهد بود (ابیلی، 1382 ص 17).
[1] -Gay
[2] - Stuffelbeam d.L and shinkfield A. J
[3] - Boulmetis & Dutwin
[4] -Holli & Calabrese
| دسته بندی | مدیریت |
| فرمت فایل | doc |
| حجم فایل | 56 کیلو بایت |
| تعداد صفحات فایل | 34 |
بصورت فایل ورد
همراه با منابع
اهمیّت اثربخشی سازمانی
اثربخشی مفهومی اساسی در نظریه های سازمانی است و یکی از ملاکهای ارزیابی عملکرد سازمانی به شمار می رود. این مفهوم به شکل عمیقی در ادبیات سازمانی جای گرفته و به عنوان موضوع اصلی در تمامی تجزیه و تحلیل های سازمانی در نظر گرفته می شود (زکی و همکاران، 1385). اثربخشی مفهومی است که اندازه گیری آن بسیار سخت است. این متغیر شامل محدوده ای از متغیرها در بازه سطح سازمانی و واحد های زیر مجموعه آن است. از آنجا که در سازمان های بزرگ اهدف متفاوتی همزمان دنبال می شوند. مبحث اثربخشی پیچیده تر می شود (Ahiauzu,2013 Amah and). از طرفی هدف اصلی تمام سازمانها ارتقا اثربخشی و کارایی است. امروزه توجه به کیفیت فعالیتها باعث تقدم اثربخشی و کارایی گشته است. برای اینکه سازمانی بتواند به بقا خود ادامه دهد باید کارهای مفیدی را انجام دهد. هدف های عمومی که به وسیله طراحان سازمان تعیین شده، باید منجر به تولیدمحصول یا خدماتی شود که برای اعضای آن سازمان یا سازمان های دیگر یا عموم جامعه مفید باشد. پی بردن به این واقعیت که سازمانها وظایف گوناگونی را انجام می دهند و هدف های جداگانه ای دارند که پاره ای از آنها ممکن است با هم تضاد داشته باشند، همچنین با قبول اینکه هر سیستمی دارای وظایف مختلفی است و در محیطی به حیات خود ادامه می دهد که داده های غیرقابل پیش بینی برای آن فراهم می کند، اثربخشی یک سیستم را می توان برحسب توانایی آن به ادامه حیات خود درموارد بحرانی، سازش، حفظ خود و رشد و توسعه اش بدون توجه به وظایف خاصی که انجام می دهد در نظر گرفت (صوفی وهمکاران، 1391). امروزه صاحب نظران و محقّقان براین باورند که اثربخشی سازمانی هدف نهایی (آشکار یا پنهان) همه سازمان هاست و تصّور سازمانی که شامل ساخت اثر بخشی نباشد مشکل است. آنان توّجه به موضوع اثربخشی را باعث توسعه تئوریهای سازمانی ذکر می کنند و اثربخشی را موضوع اصلی، در فضایی عملی نیز می دانند (اصفهانی و همکاران، 1376). به هرحال اثربخشی سازمانی ، موضوعی اصلی در نظریه های سازمانی است و یکی از ملاک های ارزیابی عملکرد سازمانی محسوب می شود. مفهوم اثربخشی در مدیریت با تغییر میزان موفقیت نتایج حاصل از کار باید مهم ترین هدف مدیر باشد. اثربخشی چیزی است که مدیر از راه اعمال صحیح مدیریت به دست می آورد و به صورت بازده کار ارائه می کند (مودب وهمکاران، 1392).